عشق شیشه ای

 
عشق شیشه ای

خدایا من و بکش و راحتم کن....

همه اش از پشت شیشه تورو می دید یواشکی
لحظه هارو می شمرد تا که دوباره رد بشی
رد بشی با این نگاهت دل و آسون بکشی
انتظار می کشیدم صدای پات و بشنوم
منتظر بودم بیای و عکست و بازم بکشم
دست و پام و گم می کردم بند می یومد زبونم
هروقت که می خواستم بگم تویی وجود من
یه روزی جرات دادم به این دلم
بیام و بهت بگم دوستت دارم
اما تا اومدم پشت پنجره
دستات و دیدم توی دست دیگه
چشم انتظراری بسه دیگه
بی قراری فهمیدم بسه دیگه


از خدا خواستم خراب شه آسمونم
تو از این دنیا برم دل بکنم
آخه اونی که من و تنها گذاشت
قدر این عشق و تو این دنیا نداشت
ای خدااااا اون من و پشت سر گذاشت
عشق شیشه ای آره فایدا نداشت

/ 1 نظر / 5 بازدید

ببین اینا همش حرفه.عشق کیلو چند؟؟؟؟؟؟؟همش با چند قطره اب میره.//یک چیزی امروز بهت بگم و اون اینکه ببین خیلی زندگیا و روابط دیدم و بعد این مدت طوووووووووولانی که همه از خصوصیترین حسهاشون و دسته گلاشون بهم گفتن یا یه جورایی لو رفتن(مرد یا زن) اینو فهمیدم که عشق فقط وقتی زیبا و ماندگار هست که هر دو طرف از میزان بالای بالای وجدان و شرافت برخوردار باشن. و اگر کنارش معنویت و دینداریو اعتقاد هم باشه دیگه تضمینش قطعیه...........اینو باااااااااا جرات میگم. و هررررررررررررگز نظرم عوض نمیشه.چون حرفی الکی نیست .پشتش یه دنیا مورد و دلیل و خاطره دارم.یعنی سند دار به اینا رسیدم.و الان میتونم راحت بگم هرکی دم از عشق زد و بدون اینا بود فقط خودشو و طرفشو اسگل کرده