شعر عاشقانه برای سارا

در باور سارای من اندوه نان هست
جایی برای مردم بی خانمان هست

سارای من، سارای بی دردان فقط نیست
سارای من بی درد بودن را بلد نیست
سارای من در خواهش دست و قنوت است
سارای من تصویر انسان در هبوط است

سارای من خاتون رنگ ارغوانی ست
سارا زمینی نیست، سارا آسمانی ست !
سارای من یعنی پریدن تا رهایی
یعنی بلور و نور، یک صبح طلایی

سارای من خاتون شب های نیاز است
سارای من بانوی شب بو های ناز است
این حس که در شعر شما دامن کشیده
اسمش که سارا نیست، چون دردی ندیده

سارای من بیچاره قلک هم ندارد
سارای من حتی عروسک هم ندارد
سارای من طفلک گل سر هم ندارد
سارای من تنهاست، بابا هم ندارد

سارای من گاهی کنار دار قالی ست
بیگانه با غم نیست، او از این اهالی ست
دستای سارای شما کی پینه بسته ؟!
کی ناخنش در موج حسرت ها شکسته ؟!

تا بوده سارای شما دامن طلایی ست
یک دختر چشم آبی گیسو حنایی ست
این جنس سارا در دل قاموس من نیست
شاید که خورشید شما، فانوس من نیست !

سارا مگر در چشم یک دختر خلاصه ست ؟!
در عشوه های بی در و پیکر خلاصه ست ؟!
سارای من خیلی نجیب و شرم دار است
سارای من پاک است، بانوی بهار است

سارای من از جنس باران است ، مردم
نه، پاک تر؛ بانوی ایمان است ، مردم

/ 2 نظر / 65 بازدید
مریلا

سلام گلم وب خوبی داری به وب من هم بیا اگر با تبادل لینک موافقی من را با نام ایستگاه عشق بلینک و بگو باچه نامی بلینکمت گلم ....بای تا های [بدرود]

هلنا

سلام گلم من لینکت کردم تو هم من را با نام وبم بلینک .......[گل][خداحافظ]