خیال

از ارتفاع خدا سقوط کرده بودم
از ارتفاع خدا !
بی آنکه سیبی
وسوسه ی دهانم را چشیده باشد .
من روزه ی نان گندم گرفته ام
و از ترس شباهت به آدم
روی دو پا راه نمی روم
فقط گاهی ،
با صدای نی لبکی
که از آسمان هفتم نواخته می شود
آرام می رقصم .
با احتیاط آنکه

/ 0 نظر / 3 بازدید